داستان ما
داستان خانوادگی لورا مارنکو که الهامبخش تأسیس گلدن بیکن آمریکا شد، در ادامه آمده است.
در سال ۱۹۵۶، پدربزرگ و مادربزرگ لورا، آنتونیو و نلا دکوویچ، پدرش الکساندر و دو عمویش نیمهشب با قایق آنتونیو برای فرار از یوگسلاوی کمونیست راهی شدند.
.png)
از چپ به راست: الکساندر، نلا، آلدو، آنتونیو و تونی.
.png)
این سفر خطرناک بود، طوفانی که تهدید میکرد قایق کوچکشان را واژگون کند.
این خانواده توسط ماهیگیرانی که سوار بر قایقی در همان نزدیکی بودند نجات داده شده و به اردوگاه پناهندگان در ایتالیا فرستاده شدند.
آنتونیو سوار بر قایقش.
در طول سالهای اقامتشان در ایتالیا، پیدا کردن کار ثابت برای آنتونیو دشوار شد. یکی از رابطان دولت به خانواده پیشنهاد داد که به آمریکای جنوبی، کانادا، استرالیا یا ایالات متحده مهاجرت کنند. خانواده از طریق قرعهکشی مهاجرت، جایی برای آمدن به ایالات متحده برنده شدند.
.png)
خانواده در کلیسای سنت پیتر، شهر واتیکان.
هنگام درخواست مهاجرت در سفارت ایالات متحده در ایتالیا، افسر مهاجرت از آنتونیو پرسید که چرا میخواهد به ایالات متحده بیاید. آنتونیو پاسخ داد: «من عاشق خانوادهام هستم و استقلال خود را گرامی میدارم و آمریکا برای ما نماد آزادی است. من استبداد کمونیسم را رد میکنم و هر کاری که لازم باشد انجام میدهم تا با کار سخت و صادقانه، عزت خود را حفظ کنم و آنها را تأمین کنم.» این پاسخ افسر را تحت تأثیر قرار داد و او پاسخ داد: «شما دقیقاً همان نوع افرادی هستید ک ه ما میخواهیم.»
در اکتبر همان سال، خانواده از رم به نیویورک پرواز کردند، سپس با قطار به تولدو، اوهایو و در نهایت با اتوبوس به دیترویت، میشیگان رفتند، جایی که قرار بود در آنجا ساکن شوند.
با کمک داوطلبان انجمن سنت وینسنت دیپال، این خانواده خانهای در واحد زیرزمین یک آپارتمان برپا کردند. خانواده دکوویچ سرانجام آماده بودند تا رویای آمریکایی خود را آغاز کنند.
.png)

آنتونیو بعدها داستان خود را در این صفحات با عنوان «برای من اتفاق افتاد» بازگو کرد.
*اقتباس از کتاب «جهشی به درون شکاف: زندگینامه آنتونیو دکوویچ» نوشته آنتونی جی. دکوویچ، ۲۰۱۸.

به لیست پستی ما بپیوندید!
برای دریافت بهروزرسانیهای مفید، منابع و راهنمایی برای گذر از زندگی در ایالات متحده، مشترک شوید.
.png)